خرید بک لینک
وقتی مامانت سر ظهری زنگ میزنه بهت از هفتصد کیلومتر دورترت و بغض میکنه و میگه مرگ من،مرگ پدر غذا بخور،نذار ضعیف بشی،به خودت برس،میگه میام سر میزنم بهت،توهم میایی...و تو حرف تو حرفش میزنی و مسیر حرفتو میبری جای دیگه چون که مامانت نمیدونه فراموششون کردی...نمیدونه دیگه واست مهم نیستن.....نمیدونه بریدی ا

برچسب: نویسنده: بهار اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 5:36

گرچه بهار زاده ام
اما ...
حاوی زمستان های سختی هستم که:
مرا به انجماد نشانده اند
تولدم !
مبارک ؟!!

بیست و یکم خرداد نودوشش

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:48 توسط ...

برچسب: نویسنده: بهار اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 5:36

صفحه بندی